تبلیغات
انتخاب های من - مطالب بهترین نوشته ها
شنبه 4 فروردین 1397

آرزو

   نوشته شده توسط: MRH    نوع مطلب :بهترین نوشته ها ،

یه هارد اکسترنال دارم برای ذخیره فایلهایی که برام ارزشمندن . هرازگاهی که میخوام دنبال فایل‌های قدیمی یا آرشیو شخصی خودم بگردم ، مجبورم روشنش کنم و معمولا با اینکه نظم خاصی در چیدن فایلها رعایت کردم ، با این حال اکثراً مورد موردنظر رو پیدا نمیکنم . ولی جاش ، ساعتها مشغولم میکنه .
هزاران عکس ... هزاران ساعت موسیقی ... هزاران ساعت صدا ...


ادامه مطلب

دنبالک ها: کانال تلگرام ،

چهارشنبه 31 شهریور 1389

بیدلی در همه احوال خدا با او بود .... او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد

   نوشته شده توسط: MRH    نوع مطلب :بهترین نوشته ها ،

با درود :
بطور خلاصه از تمام دوستانی که با مهرشان لطفی به بنده داشتند کمال تشکر را دارم و با توجه به سعی در خلاصه نویسیم ، از جواب تک به تک دوستان اجتناب میکنم :
حمید ، علی ، بامداد ، نرگس ، میترا ، هدیه ، خواننده ناشناس ، معرفت ، یه رهگذر ، خفته در خاک ، بهرام ، و ...
با توجه به فیلتر شدن سایت Banoblog.com مرکز آپلود تصاویر مشکلاتی از این جهت گریبان این وبلاگ را گرفته ، فقط این موضوع را برای اولین و آخرین بار متذکر میشوم که شخص بنده با هرنوع جریان فیلترینگ مخالفم . همین .
غرض از ایجاد این پست مکاتبه ای بود که در ماه گذشته با جناب رسول رهنما داشتم . البته خاطرات پراکنده ای هم قصد دارم عنوان کنم . لطفا در ادامه مطلب پیگیری کنید :



ادامه مطلب

برچسب ها: ابهام عشق ، مهدی سهیلی ، دو قطره اشک ، رسول رهنما ،

شنبه 29 خرداد 1389

نوید (مجتبی ) سلیمی ( طاری ) از شیرین مثل نمک .... تا پاگشا

   نوشته شده توسط: MRH    نوع مطلب :بهترین نوشته ها ،



همیشه نوشته ها ی او را دوست داشته ام . نگاه دقیق و قلم موجزش را ستوده ام . لحظاتی که باید باشکوه باشند را استادانه خلق میکند . در شخصیت پردازی نظیرش را ندیده ام ... بضاعت کمی در داستان نویسی دارم ... اما انتقاد دارم ... من منتقد خوبی هستم ... این یکی را مدعیم .
در میان آثار ایشان و دیگرانی که مطالعه کرده ام نظیر این اثر را ندیده ام . دوستش دارم . نه اینکه نقدی نمیکنم ، بی نقص است . همین !!!.
نامش " یاقوت های مادرم فرح " است .
کلامش شاعرانه است با ظرافت دیدی که بر او اظافه شده  با ملاحتی که در نستالژی خواننده را به دیدار معصومیت گمشده دعوت میکند .
دوستش دارم ... همین .
از دید من این اثر ایشان قابل تحسین نیست ، تحسین برایش کم است ... باید آنرا خواند و پرواز کرد ...
نوید سلیمی این اثر را همزمان با فاجعه زلزله بم نوشته . پس رگه های سیاه مرگ را در قار قار کلاغ بعنوان پانویس ذکر خاطرات از او باید پذیرفت .

یاقوت های مادرم فرح
مادرم با شنیدن این خبر از آنکه پاپیچ پدر شده بود تا یاقوت ها را بخرد ، در عین آنکه ابراز شادیش وصف ناپذیر بود ، از دیروز یعنی روز خرید یاقوتها حرف بمیان می آورد ...


یاقوت های مادرم فرح

برچسب ها: نوید سلیمی ، مجتبی سلیمی ،